9/12/90
12:5 ص
2/7/90
5:52 ع
در حالیکه هر از چندگاهی پخش اخباری در رسانه ها حاکیست که وهابیون در کشورهای مختلف جهان با ازدواج با دختران آن کشورها در حال ازدیاد جمعیت خود هستند اما این موضوع در کشور خودمان ایران به شدت در حال افزایش است.
وهابیون که در سراسر جهان در کشورهای همچون روسیه و کشورهای اتحاد جماهیر شوروی سابق مانند تاجیکستان ، ازبکستان، قزاقستان، آذربایجان، تاتارستان، گرجستان، چچن، بلاروس و حتی بلغارستان، رومانی و اوکراین در حال تبلیغ عقاید انحرافی وهابیت هستند ؛ همزمان سیاست ازدیاد جمعیت فرقه خود را با ازدواج با دختران آن کشورها به شدت در حال پگیری هستند.
اما در این میان وهابیون، کشورهای شیعه را نیز مورد توجه ویژه قرار داده اند بطوریکه بعد از ایران، کشوری همچون جمهوری آذربایجان را که پیش از 85 درصد جمعیت شیعه دارد در حال حاضر بیشتر از دیگر کشورهای جدا شده از شوروی سابق مورد تهاجم اعتقادی وهابیون قرار گرفته است.
وهابیون در طی سالهای اخیر همچنین در بعضی از استانهای ایران سرمایه گذاری بیشتری کرده اند بطوریکه در حال حاضر استان سیستان و بلوچستان و استانهای همجوارش در این سالها بیشترین میزان رشد جمعیتی وهابی را داشته است.
وهابیون هم اینک در استانهای همچون خراسان جنوبی ، خراسان شمالی ، فارس ، گلستان افزایش جمعیتی قابل توجه ای داشته و در این میان در سالهای اخیر جمعیت قابل توجه ای از آنها نیز به استان تهران علی الخصوص به شهر کرج مهاجرت کرده اند.
این در حالیست که وهابیون رشد جمعیتی خود را در استانهای غیر سنی نشین و مذهبی با ازدواج با دختران شیعه این مناطق به عنوان یک استراتژی درازمدت برای ازدیاد جمعیت فرقه وهابیت در ایران دنبال می کنند.
وهابیون با پشتوانه دلارهای نفتی بعضی از کشورهای عربی علی الخصوص عربستان با وسوسه ثروت خود، دختران شیعه را علاقه مند به ازدواج کرده و بعد از ازدواج، آنها را مجبور به گرویدن به آیین وهابیت می کنند.
بسیاری از این دختران به خاطر عقائد خشک وهابیت به شدت از ازدواج خود پشیمان می شوند اما این در حالیست که بسیاری از اینها بعد از ازدواج دیگر موفق به طلاق نمی شوند و سالها باید با این وضیعت بسازند و بسوزند.
یکی از این نمونه ازدواج ها ، ازدواج عبدالحمید ریگی بردار عبدالمالک با یکی از دختران شیعه تهرانی بود که سرگذشت این ازدواج در رسانه ها زنگ هشداری جدی درباره سرنوشت ازدواج وهابیون با دختران شیعه ایرانی محسوب می شود.
7/4/90
8:34 ع
قرآن در دو جا یعنی یکی در سوره مائده آیه 5 و دیگری در سوره نساء آیه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف برحذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آیه 25 سوره نساء به مردان می گوید با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید... «فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان» یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند.
در آیه 5 سوره مائده نیز به مردان خطاب می کند و می فرماید شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید و خود نیز پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید «... ولا متخذی اخدان ...»
بنابراین یک دختر یا یک پسر مسلمان که هر روز با یاد خدا روز را آغاز می کند و معتقد به دستورات الهی و قرآن کریم است هرگز این سخن خداوند را زیر پا نخواهد گذاشت، و این که قرآن یکی از شرایط ازدواج را همین قرار داده است شاید به این خاطر باشد که هر کدام که قبل از ازدواج چنین تجربیاتی داشته باشد و با فرد یا افراد دیگری رابطه دوستی داشته است مطمئنا پس از ازدواج و در روابط عاطفی و نزدیک خود با همسرش، آن تجربیات به یادش خواهد آمد ویژگی های رفتاری، اخلاقی و شخصیتی دوست جنس مخالف قبل از ازدواج به خاطرش می آید و در یک مقایسه بین همسر فعلی و دوست قبلی اش خواهد پرداخت و در برخی موارد به احساس شکست در این ازدواج یا برتر بودن تجربه قبلی نتیجه گیری کند و این بزرگترین لطمه ای است که در همان اوایل ازدواج به خود وارد می کند زیرا همانطور که خوب می دانید ازدواج باید به آرامش بیانجامد و اصلا فلسفه ازدواج هم همین رسیدن به آرامش است که قرآن نیز به آن اشاره می کند ولی وقتی چنین تجربه ای به چنین مقایسه ای و سپس به چنین سرخوردگی بیانجامد چگونه ازدواج می تواند آرامش بخش باشد و زن و شوهر (زوجین) به تکمیل و رشد همدیگر بپردازند و این آغاز اضطراب است. اضطرابی که در تمام وجود و هستی آنها لانه می کند و به جای داشتن یک زندگی مشترک لذت بخش به یاد تجربه ای احساسی و موقت گذشته می اندیشند و افسوس انتخاب فعلی و در نتیجه شالوده زندگی در هم پیچیده می شود.
آنچه ذکر می شود تحلیل ذهنی من نیست بلکه تجربه بسیاری از جوانان است که پس از رسیدن به این مرحله، به دنبال راه حل مناسب و رهائی از چنین بن بست هائی است که همیشه آنها را می رنجاند. شما نیز می توانید مستقیما دست نوشته های چنین دختران و پسرانی را مطالعه کنید که پس از چنین تجربه های تلخی دیگران (ما و شما) را به هوشیار بودن دعوت می کنند که در همین جا مناسب است یکی دو کتاب که در همین زمینه تدوین شده معرفی شود:
1- دختران، دوستیها و عبرتها؛ محمد کریمی نیا؛ انتشارات روحانی
2- تحلیلی تربیتی بر روابط دختر و پسر؛ علی اصغر احمدی؛ انجمن اولیاء و مربیان
علاوه بر این چنین دختران و پسرانی که به صورت نا مشروع و غیر قانونی با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند بسیاری از انرژی های عاطفی خود را که خداوند به عنوان سرمایه ای بزرگ در وجود آنها به ودیعه نهاده تا صرف همسر حقیقی خود و همچنین تربیت فرزندان خود کنند در این دوران دوست بازی از دست می دهند و در فردای زندگی خود نه تنها احساس گناه می کنند، نمی توانند از نظر عاطفی همسر خود و فرزندان خود را خوب اشباع و ارضاء کنند در نتیجه همواره زندگی آنها از یک کمبود شدید عاطفی که باید هیچ چیز دیگر قابل جبران نیست مواجه می شود و ای کاش مسئله همین جا فیصله پیدا می کرد. قضیه مهمتر از اینهاست. وقتی یک خانواده از نظر عاطفی دچار مشکل شد نه تنها آرامش واقعی در آن خانواده نیست نسل سالمی نیز از آنها بوجود نخواهد آمد و فرزندان آنها نیز که دچار کمبودهای عاطفی شده اند بسیار آسیب پذیر می شوند در گیر و دار زندگی طعمه شیادهائی می شوند که همواره در کمین آنها نشسته اند و این قضیه به نسلهای بعدی نیز سرایت می کند بنابراین باید به این مسئله خیلی توجه داشته باشید.
7/4/90
8:29 ع
معمولا روابط دختر و پسر قبل از ازدواج با بهانه های مختلفی اتفاق می افتد یکی از بهانه ها شناخت بیشتر است در حالی که هیچ متخصص و کارشناسی روش شناخت بیشتر را در رابطه مستقیم نمی داند و حتی رابطه مستقیم با توجه به پژوهش ها و تجارب بنده تنها باعث وابستگی و علاقه مندی بیشتر می شود در وابستگی ، دو طرف تفاوت های فرهنگی و خانوادگی و شخصیتی را نادیده و به نفع خودشان توجیه می کنند. دختر و پسر با توجه به وابستگی که نسبت به همدیگر دارند ، شخصیت اصلی که شامل نیازها ،انتظارات و علاقه ها و موضوعاتی که در زندگی مهم است پشت احساسات قرار می گیرد و بعد از گذشت مدتی از زندگی و کاهش احساسات و عواطف و فعال شدن عقل شخصیت اصلی آشکار شده و با تعجب از هم دیگر می پرسند تو همون فردی هستید که 6ماه با هم دوست بودیم؟
ازطرفی بسیار دیده شده مردهایی که به دلیل روابط قبل از ازدواج بعد از مدتی از زندگی مشترک دچار شک و بدبینی می شوند و از خود می پرسند من از کجا مطمئن شوم که این دختر با کسی دیگری نبوده است ؟ فرق من با هزار تا پسر در ایام دوستی چه بود؟
فردی دیگری هم می توانست به ظاهر برای آشنایی بیشتر این دختر خانم را که الان همسر من هست گول بزند ؟ اصلا این دختر خانم چطور جرأت کرد با کسی که اصلا هیچ اطلاعی از گذشته اش ندارد ارتباط برقرار کنه ؟ این بدبینی ها باعث ناسازگاری های شدید زناشویی خواهد شد. در دوستی های قبل از ازدواج بعد از مدتی از وابستگی اگه دختر موضوعی را از دیگران شنید و یا در تحقیقات محلی متوجه شد والدین طرف مقابل اختلافات شدیدی دارند و احتمال مشکلات و آسیب های رفتاری در فرزندی که در این خانواده رشد کرده زیاد است و ممکن است الان به دلیل ترس از دست دادن دختر ، خودکنترلی و خویشتن داری داشته باشد ولی بعد از کاهش احساسات رفتارها و الگوهای ارتباطی والدین خود را در ارتباط با همسرش انجام دهد.
اما از آنجا که وابسته شده است تمام این تحقیقات را نادیده ، بی اهمیت و توجیه می کند و ناخواسته در دام ازدواج احساسی می افتد. بنابراین شما باید این موضوع را از بنده بپذیرید که ارتباط مستقیم باعث آشنایی بیشتر نمی شود بلکه باعث وابستگی عاطفی بیشتر می شود و خاصیت وابستگی ، توجیه شرایط و نادیده گرفتن تفاوت هاست پس بهترین راه این است که طبق فرهنگ اسلامی و ایرانی ما اگه پسری به دختری علاقه مند شد با خویشتن داری و خود کنترلی شرایط خودش را فراهم کرده و به خواستگاری رسمی اقدام کند و بعد از معرفی ، تحقیقات محلی که زمینه ساز آشنایی واقعی است انجام می شود در این تحقیقات روابط والدین ، وضعیت دوستان انتخاب شده ، نظر همکاران فرد مورد نظر درباره ایشان ، نظر اساتید دانشگاه و افراد محل مانند همسایه ها همچین وضعیت روابط اعضای ازدواج کرده با همسران خود به صورت دقیق و جزیی ملاحظه می شود که این یک آشنایی 80 درصدی به شما خواهد داد بعد از تحقیقات دو طرف با همدیگر چند جلسه صحبت می کنند و از انتظارات ، خواسته ها ، علاقه ها، و موضوعاتی که در زندگی مهم است صحبت می کنند و بعد از جمع آوری اطلاعات محلی و اطلاعاتی که بعد از تحقیقات محلی از خود طرف مقابل گرفته شده ، تصمیم گرفته می شود.
باید توجه داشته باشیم عشق پاک و ناپاک معنا ندارد و هر گونه رابطه دختر باید با اذن پدر باشد و خیلی از دخترها با همین انگیزه ارتباط را آغاز می کنند و بعد از گذشت مدتی یا ازدواج احساسی پشیمان کننده دارند و یا با مخالفت های والدین مجبور به جدایی و شوک روانی می شوند.
25/2/90
9:55 ص
چه لذتى دارد این حجاب!
نمى دانید؛ واقعاً نمى دانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم، دل مردهایى که چشمشان به دنبال خوش رنگ ترین زن هاست را مى زند.
نمى دانید؛ واقعاً نمى دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه مى روید و صد قافله دل کثیف، همره شما نیست.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى سیاهى چادرم، دل مردهایى که چشمشان به دنبال خوش رنگترین زن هاست را مى زند.
نمی دانید چقدر لذتبخش است وقتى وارد مغازه اى مى شوم و مى پرسم: آقا! اینا قیمتش چنده؟ و فروشنده جوابم را نمى دهد؛ دوباره مى پرسم: آقا! اینا چنده؟ فروشنده که محو موهاى مشکرده زن دیگرى است و حالش دگرگون است، من را اصلاً نمى بیند. باز هم سؤالم بى جواب مى ماند و من، خوشحال، از مغازه بیرون مى آیم.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى مردهایى که به خیابان مى آیند تا لذت ببرند، ذره اى به تو محل نمىگذارند.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى شاد و سرخوش، در خیابان قدم مى زنید؛ در حالى که دغدغه این را ندارید که شاید گوشه اى از زیبایى هاتان، پاک شده باشد و مجبور نیستید خود را با دلهره، به نزدیک ترین محل امن برسانید تا هر چه زودتر، زیبایى خود را کنترل کنید؛ زیبایى از دست رفته تان را به صورتتان باز گردانید و خود را جبران کنید.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان و دانشگاه و... راه مى روید و صد قافله دل کثیف، همره شما نیست.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى جولانگاه نظرهاى ناپاک و افکار پلید مردان شهرتان نیستید.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى کرم قلاب ماهىگیرى شیطان براى به دام انداختن مردان شهر نیستید.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى مى بینى که مى توانى اطاعت خدایت را بکنى؛ نه هوایت را.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد وقتى در خیابان راه مى روید؛ در حالى که یک عروسک متحرک نیستید؛ یک انسان رهگذرید.
نمی دانید؛ واقعاً نمی دانید چه لذتى دارد این حجاب!
خدایا! لذتم مدام باد.
*زهرا قدیانى ( منبع: سایت چارقد )
29/8/89
10:42 ص
به تازگی سران فرقه ضاله وهابیت با الگو برداری از نحوه جذب در شرکت های هرمی ، طرحی جدید را جهت فعالیت های تبلیغی و افزایش هواداران خود ارائه نموده اند
به گفته یکی از اعضای برگشته از این فرقه، رهبران این گروهک ضاله از اعضای خود خواسته اند که در این طرح هریک از اعضاء جدید که به این فرقه انحرافی می پیوندند وظیفه دارند عضو جدیدی را نیز جذب این فرقه نمایند.
گفته می شود این فرقه با شناسایی افراد نیازمند با استفاده از پول و دیگر نیازهای این افراد، آنها را تطمیع نموده و فرد را تحت فشار قرار می دهند تا جذب این فرقه گردد.
25/1/89
12:43 ع


















هیچ باغبانی را سرزنش نمی کنند که چرا دور باغ خود حصار وپرچین کشیده است؛ چون باغ بی دیوار از آسیب مصون نیست ومیوه ومحصولی برای باغبان نمی ماند .
هیچ کس هم با نام "آزادی" دیوار خانه خود رابر نمی دارد وشبها درحیاطش راباز نمی گذارد؛ چون خطر رخنه دزد جدی است . هیچ صاحب گنج وگوهری هم جواهرات خودرا بدون حفاظ درمعرض دید رهگذران نمی گذارد تابدرخشد و چشم و دل برباید؛ چون خودِ جواهر ربوده می شود.
اگر درِشیشه عطر را باز بگذاری عطرش می پرد ، اگر رشته مرواریدت را در کمد وصندوق نگذاری و در آن را نبندی ربوده می شود ، اگر در مقابل پنجره خانه ات توری نزنی از نیش پشه ها و مزاحمت مگسها در امان نخواهی بود. وقتی راه ورود پشه ها را می بندی خود را «مصون» ساخته ای نه «محدود» و زندانی.
وقتی درِ خانه را می بندی یا پشت پنجره اتاقت پرده می آویزی ، خانه خود را از ورود بیگانه ونگاههای مزاحم در پناه قرارداده ای نه اینکه خود را در قید و بند وحصار افکنده باشی .
اگر برای ایمنی از خطرها وآسودگی ازمزاحمان، خود را بپوشانی، نه کسی ایراد می گیرد، ونه اگرهم ایراد بگیرد اعتنا می کنی، چراکه سخنش را بی منطق و ناآگاهانه می دانی و می بینی .
زن بخاطر ارزش و کرامتی که دارد باید محفوظ بماند و خود را حراج نکند و در بازارِ سوداگرانِ شهوت، خود را به بهای چند نامه و نگاه و لبخند نفروشد . زن بخاطر لطافتی که دارد، نباید در دستهای خشن کامجویانِ دیو سیرت که نقاب مهربانی و عشق به چهره دارند، پژمرده شود و پس از آنکه گلِ عصمتش چیده شد دور انداخته یا زیر پا له شود .
سادگی وخامی است که کسی خود را در معرض دید و تماشایِ نگاههای مسموم و چشمهای ناپاک قرار دهد و به دلبری و جلوه گری بپردازد و خیال کند بیماردلان و رهزنانِ عفاف را به وسوسه نمی اندازد و از زهر نگاهها و نیش پشه های شهوتران در امان می ماند .
خراب کردن همه دیوارها و برداشتن همه پرده ها و بازگذاشتن همه پنجره ها نشانه تیره اندیشی است، نه روشنفکری! علامت جاهلیت است نه تمدن! می گویی نه؟ به طومار کسانی نگاه کن که پس از رسوایی و بی آبرویی، با دو دستِ پشیمانی بر سرِ غفلت خویش می زنند و بر جهالت خود لعنت می فرستند.
کسی که از «جماعتِ رسوا» نگریزد «رسوای جماعت» می شود؛ آنکه یوسفِ زیبایی را با چند سکه عوض می کند ،آنکه کودکِ عفاف را جلوی صدها گرگِ گرسنه می برد و به تماشا می گذارد، روزی هم «پشتِ دیوار ندامت» اشک حسرت بر دامن پشیمانی خواهد ریخت، در آخر هم به آتش بی پرواییِ خود خواهد سوخت .
… پس از اول باید مواظب بود این کاسه چینی نشکند و این جام بلورین تَرَک بر ندارد؛ از اول نباید به پاهایِ بیگانه، اجازه ورود به مزرعه نجابت داد که بوته هایِ نورسِ عصمت را لگدمال کنند .
ولی
گریه
بی حاصل است و بی ثمر، وقتی که شاخه شکست و 
گل 
چیده شد!!

















